close button

دانلود مقاله رایگان فارسی

دانلود پژوهش: دانلود پروژه رشته روانشناسی درباره روانشناسي احساس – قسمت دوم

Posted OnDecember 9, 2015 06:57

Categoriesروانشناسی و علوم تربیتی

Tags, , ,

حس تعادل نيز به عنوان همکار حس جنبش با موقعيت کل بدن در ارتباط می باشد و جهت گيري بدن در فضا از تنظيم مي‌کند.

ارتباط روانشناسي احساس با ساير حوزه‌ها
روانشناسي احساس با ساير حوزه‌هاي روانشناسي ارتباط عميق دارد، بطوري که يافته‌هاي آن اغلب مورد بهره گیری در زمينه روانشناسي باليني ، روانشناسي صنعتي و سازماني بوده می باشد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

ارتباط آن با حوزه روانشناسي فيزيولوژيک و روان شناسي ادراک بسيار عميق‌تر از ساير حوزه‌هاي روان شناسي می باشد. در حوزه روانشناسي تفاوتهاي فردي نيز از يافته‌هاي روانشناسي احساس بهره گیری فراوان مي‌گردد.

در ديگر شاخه‌هاي علمي روانشناسي احساس با علوم زيستي ، فيزيولوژي و علوم پزشکي ارتباط نزديک دارد

ادراک را فرایند آگاه شدن از اشیا ویژگی‌ها و ارتباط‌ها از طریق اندام‌های حسی تعریف کرده اند. در واقع ادراک یعنی تفسیر شدن اطلاعات حسی برای معنی بخشیدن به آنها.

نگاه کلی

  • فرآیند تفسیر داده‌های حسی چگونه می باشد؟
  • ایشان چگونه رنگ‌ها شکل‌ها ، فاصله‌ها و حرکت‌ها را از هم تشخیص می‌دهد؟
  • چگونه یک داده حسی در دو جایگاه متفاوت تفسیرهای متفاوتی پیدا می کند؟
  • چگونه یک داده حسی در دو جایگاه متفاوت تفسیرهای متفاوتی پیدا می کند؟

اطلاعاتی که توسط سیستم‌های حسی به مغز ارسال می شوند جدا جدا و متفاوت از هم هستند اما آنها در فرآیند پردازش ادراکی (perception) در مغز یکپارچه شده و با تجربه‌های گذشته مورد مقایسه قرار می‌گیرند و بدین ترتیب یک احساس خاص معنی و مفهوم پیدا می کند (دریافت ادراکی) و سپس این ادراک‌ها برای شناخت جهان بکار می‌طریقه. در مطالعه ادراک همواره دو مسئله کلی مطرح بوده می باشد. یک دستگاه ادراکی پس از دریافت احساس‌ها بایستی معین کند که در آن چیست؟” و “در کجا قرار دارد؟” جواب به این سوال‌ها در محدوده دو موضوع “بازشناسی” (Recognition”) و “مکان یابی” (Localization) قرار می‌گیرد و نظام ادراکی بایستی به انها جواب دهد.

ارتباط احساس با ادراک

این موضوع که در فرآیند ادراک احساس‌ها تفسیر می شوند ممکن می باشد به این شکل مورد تفسیر قرار گیرد که آنها جدا و چیزی متفاوت از هم هستند اما بایستی گفت که انها از هم جدا نیستند و به نظر می‌رسد که این دو تجربه بخش‌هایی از یک طیف (پیوستار) می‌باشند. از طرف دیگر آنها چیزهایی متفاوت از هم نیز هستند. اگر چه در ادراک همیشه محتوی حسی هست با این حال آن چیز که ادراک می گردد متاثر از آمایه و تجربه‌های پیشین می باشد؛ به نحوی که ادراک را بایستی چیزی فراتر از ثبت محرک‌های موثر بر سیستم حسی 90 به شمار آورد. به اظهار دیگر احساس و ادراک از این جهت که هر دو با محرک‌های حسی (اطلاعات حسی) سروکار دارند؛ با یکدیگر ارتباط دارند و از آن جهت روش‌های متفاوتی را بکار می‌برند از هم متفاوت می شوند.

فرایندهای ادراکی

بازشناسی

یکی از عمده‌ترین فرآیندهای ادراکی “بازشناسی” می باشد. بازشناسی یعنی “منتسب شدن یک محرک (احساس) به یک مقوله” اینکه شنیدن صدای زنگی را در یک جایگاه به صدای زنگ تلفن منتسب می‌کنیم و یا دیدن چراغ قرمزی را به چراغ قرمز تابلو راهنمایی و رانندگی منتسب می‌کنیم و نه چراغ قرمز ماشین آتش نشانی یک فرآیند بازشناسی می باشد. در فرآیند بازشناسی ویژگی‌های زیادی را از شی یا محرک در نظر می‌گیریم. این ویژگی‌ها عبارتند از “شکل ، اندازه ، رنگ ، بافت و وضعیت قرار گرفتن” با این حال ویژگی “شکل” تأثیر اصلی را در بازشناسی اعمال می کند.

فرآیند بازشناسی فقط به شناخت اشیا و محرک از هم منجر نمی‌گردد بلکه پس از انتساب بسیاری از ویژگی‌های اظهار نشده و پنهان مانده را نیز استنباط می گردد. این چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی؛ پس بایستی متوقف شویم یا این یک پیراهن می باشد پس بایستی از پارچه درست شده باشد و نه فلز یا هر چیز دیگر.

مکان یابی

دیگر فرآیند ادراکی “مکان یابی” می باشد. به کمک فرایند مکان یابی دستگاه ادراکی می‌تواند جایگاه اشیا و محرک‌ها را در جهانی سه بعدی تشخیص دهد. به کمک مکان یابی می باشد که ادراک می‌کنیم که چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی در چهارراه اول قرار ندارد بلکه آن در چهارراه بعدی قرار دارد؛ بنابراین نیاز نیست توقف کنیم. در مکان یابی با سه موضوع اساسی یعنی “جداسازی اشیا ، ادراک فاصله و ادراک حرکت” سروکار داریم. از طریق جداسازی شکل و زمینه از هم جدا می شوند و از طریق ادراک فاصله عمق و فاصله اشیا را ادراک می‌کنیم و از طریق ادراک حرکت ثبات یا متحرک بودن و سست حرکت اشیا و محرک‌ها را می‌شناسیم.

ثبات ادراک

یکی از فرآیندهای ادراکی که تکمیل کننده فرایندهای بازشناسی و مکان یابی می باشد “ثبات ادراک” (Perceptionconstancy) می‌باشد؛ ثبات ادراک عبارت می باشد “از ثابت نگهداشتن ظاهر اشیا به رغم متغیر بودن آنها” ثبات ادراکی کمک می کند که رنگ‌ها شکل‌ها ، مکان‌ها ، اندازه‌ها و هر چیز دیگر به همان صورتی که در جهان هستند بازنمایی و ادراک شوند. با این تفاصیل ثبات ادراکی همراه با خطایی نیز می باشد. خطاهایی که می‌توان آن را “خطاهای ادراکی” نام نهاد.

ارتباط با ادراک

فرآیندهای ادراکی مستلزم توجه می باشد و توجه مستلزم انتخاب کردن. برای مثال برای بازشناسی یک شی قبل از هر چیز بایستی توجه بر آن متمرکز گردد، اما بیشتر اوقات بشر با سیل عظیمی از محرک‌ها (که توسط اندام حسی دریافت و ارسال می شوند) روبرو می باشد که امکان در نظر داشتن همه آنها برای بازشناسی وجود ندارد؛ پس بایستی انتخاب کنیم. بطور کلی ، افراد محرکی برای ادراک کردن انتخاب می‌کنند که با جایگاه و وضعیتی که در آن قرار دارند متناسب باشد. برای مثال موقع خواندن یک مقاله بیشترین در نظر داشتن جملات آن مقاله معطوف می باشد و نه صدای ماشینی که از خیابان در حال عبور می باشد (بعضی مواقع اصلا وجود محرکی دیگر در اطرافیان را متوجه نمی شویم) این فرآیند که به ادراک کمک می کند “توجه انتخابی” (Selective Attention) نام دارد.

فیزیولوژیکی ادراک

یافته‌های تحقیقاتی (بویژه بر روی قطعه پس سری مغز که جایگاه حس و ادراک بینایی می باشد) نشان داده‌اند که فرآیندهای ادراکی در نواحی متفاوتی به اجرا در می‌آیند. برای مثال در ادراک بینایی فرآیند بازشناسی اشیا در اختیار بخشی از دستگاه بینایی شامل ناحیه گیرنده بینایی مغز و قسمتی تحتانی قشر مخ می‌باشد؛ در حالی که فرایند مکان یابی اشیا در ناحیه گیرنده بینایی مغز و قسمتی فوقانی مغز انجام می‌پذیرد. از طرف دیگر تحقیقات نشان داده اند که ویژگی‌هایی که برای بازشناسی بکار می‌طریقه در اختیار سلول‌های عصبی متفاوتی هستند و این بدین معنی می باشد که نوعی تقسیم کار در مغز هست که در آن هر ناحیه وظیفه‌ای تخصصی را بر عهده دارد.

رشد ادراک

این موضوع که آیا بشر توانایی‌هایی ادراکی را به ارث می‌برد (فطری بودن) یا در طول زمان می‌آموزد (اکتسابی بودن)؟ توجه بسیاری از دانشمندان علوم رفتاری را به خود جلب کرده می باشد. در این بین عده‌ای بر تأثیر کامل وراثت و عده‌ای بر تأثیر کامل آموزش تاکید کرده‌اند. با این حال امروزه هیچ کس تردیدی ندارد که وراثت و آموزش هر دو بر ادراک تاثیر می‌گذارند؛ کودک با مجموعه‌ای از فرایندهای ادراکی وراثتی بدنیا می‌آید اما اگر محیط او محدود کننده باشد؛ فرایندهای ادراکی به درستی و بطور کامل رشد نخواهد نمود و ادراک کودک مشکلاتی مواجه خواهد بود.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

مقدمه‌

عوامل متعددی می‌توانند احساس فرد را از یک محرک ویژه تحت تاثیر قرار دهند. بطوری که با تغییر این عوامل احساس فرد از یک محرک در شرایط متفاوت ممکن می باشد متفاوت باشد. یا اینکه افراد مختلف در یک شرایط مشترک و در حضور یک محرک مشترک احساسات متفاوتی داشته باشند. گاه این عوامل ممکن می باشد به قدری تاثیرات مناسبی داشته باشند که حس کاملا متفاوتی را در فرد به وجودبیاورند.

به این مثال توجه کنید: با وجود اینکه روی پوست فقط گیرنده‌های حسی سرما و گرما هست، پس چگونه با حس داغی را تجربه می‌کنیم. در جواب بایستی گفت اگر شرایطی فراهم گردد که طی آن گیرنده‌های سرما و گرما همزمان در روی پوست تحریک شوند، نه حس سرما و نه حس گرما بلکه احساس داغی را در آن قسمت از پوست به وجودخواهند آورد. در اینجا عامل همزمانی عامل مهم می باشد که نوع احساس ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و با وجود اینکه گیرنده‌های ویژه سرما و گرما تحریک می شوند هیچ کدام از این احساسات به وجودمی‌آیند و ما حس دیگری را تجربه می‌کنیم.

ویژگیهای محرک به عنوان عامل موثر بر احساس

ویژگیهایی که محرک دارد عامل بسیار موثری در احساس هستند. بطوری که در صورت عدم وجود بعضی از این ویژگیها یا احساسی به وجودنمی‌آید، در صورتیکه محرک وجود داشته می باشد یا اینکه احساس به وجودآمده متفاوت یا خفیف خواهد بود. به عنوان مثال طول موجهایی آدمی به صورت نور ادراک می کند بین 380 نانومتر (nm) تا حدود 780 نانومتر می باشد. تا در مورد شنوایی آدمیان می‌توانند بسامدهای بین 20 تا 20000 هرتز را بشنوند و خارج از این حدود احساس نخواهند داشت. زیر و بمی و طنین از ویژگیهای دیگر حرکات شنوایی هستند که فرآیند احساس را تحت تاثیر قرار می‌دهند.
در حوزه بینایی احساس رنگها نیز برحسب طول موج آنها صورت می‌گیرد. درخشندگی ، نام و آمیزه رنگها عوامل موثر دیگر بر احساس هستند.

ویژگیهای مربوط به انتقال عصبی پیامهای حسی به عنوان عامل موثر بر احساس

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

از زمانی که ویژگی یک محرک معین باعث تحریک گیرنده‌ای می گردد. پیام ایجاد شده در یک جریان عصبی به مغز منتقل می گردد. عملکرد هر یک از مراحل انتقال پیام عامل مهمی در انتقال پیام عصبی هستند. خلف عملکرد گیرنده‌ها ، انسداد عصبی ، معضلات هر یک از دستگاههای حسی از عوامل موثر بر احساس خواهند بود. به عنوان مثال عدم به وجودآمدن شنوایی نقص عملکرد پرده صماخ می باشد. آسیب این ناحیه هر چند سایر عوامل به شیوه طبیعی انجام یافته باشند احساس را دچار مشکل خواهد ساخت.

ارتباط احساس و ادراک

محرکهایی که در یک محیط وجود دارند در صورتیکه موجب تحریک گیرنده‌های خاص خود شوند سیستم عصبی منتقل خواهند گردید، به تعبیری تمامی این محرکها به مغز منتقل شده و در آنجا مورد گزینش قرار می‌گیرند و پدیده ادراک را باعث می شوند. بطوری که هر چند تمام این احساسها منتقل می شوند، اما همه آنها ادراک نمی‌شوند. عوامل مختلفی زیرا توجه ، دقت و … عواملی هستند که با تحت تأثیر قرار دادن ادراک فرآیند احساس را جهت می کند. شاید در این مرحله با انتخاب یکی از محرکهای احساسی تصمیم بگیریم اطلاعات بیشتری از آن محرک دریافت بکنیم و دست به رفتارهایی بزنیم که پیام حسی بیشتری را از آن محرک به مغز منتقل کنیم. مثل وارسی بیشتر یک شیء در تاریکی.

در هر حال بین احساس و ادراک ارتباط تنگاتنگی هست و با وجود اینکه تفاوتهایی با یکدیگر دارند، ارتباط موجود بین آنها همیشه آنها را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. احساس اولین گام برای ادراک می باشد، مرحله‌ای می باشد که اطلاعاتی را برای فرد فراهم می‌آورد تا ادراک کافی صورت بگیرد. تمامی فرآیندهای شناختی اطلاعات خود را از مرحله احساس دریافت کرده‌اند، به تعبیری احساس مواد اولیه این فرآیند ما را رها می‌سازد.

پدیده محرومیت حسی

هر چند بعضی از احساساتی که ما دریافت می‌کنیم به مرحله ادراک نمی‌رسند، با اینحال به نظر می‌رسد که در تعادل جسمی و روانی شخص اهمیت بسزایی داشته باشند. بالا بردن این محرکات حسی از یک حد معین اغلب ادراک را منتقل می‌سازد، مسلما برای فرد آزار دهنده خواهد بود. مثل کسی که در عین حال که دارد تلفنی صحبت می کند صدای رادیو را هم بالا برده می باشد، تلویزیون را هم روشن کرده می باشد. بشر با وجود اینکه هموراه در مسیر سیلی از محرکهای محیطی قرار دارد، اما با بالا رفتن شدت چند محرک بطور همزمان برای او آزار دهنده خواهد بود.

عکس این قضیه نیز صادق می باشد، زمانی که از شدت محرکهای حسی کاسته گردد بطوری که پایینتر از حد معین باشند برای فرد آزار دهنده خواهد بود. بویژه زمانی که کلیه این احساسات بطور کلی حذف شوند. این مساله را طی آزمایشی با عنوان محرومیت حسی مورد مطالعه قرار داده‌اند. برای مطالعه چنین حالتی افرادی داوطلب را با وعده دادن دستمزد خیلی عالی در اطاقکی قرار دادند که نسبت به صدا و نور طبیعی کاملا غیر قابل نفوذ بود. دست ما و بدن او را طوری پوشاندند که حس لمس را کاملا کاهش دهند و روشهای دیگری نیز بکار بردند تا سایر تحریکات محیطی را به حداقل برسانند.

دیدگاهتان را بنویسید

0:00