close button

دانلود مقاله رایگان فارسی

دانلود پروژه رشته روانشناسی درباره خشم – قسمت دوم

Posted OnDecember 8, 2015 13:50

Categoriesروانشناسی و علوم تربیتی

Tags, , ,

  • انفجار مستقیم (خشم فعال): مهمترین قربانی این واکنش می باشد که مورد خشم ما واقع می گردد. گاه آسیب‌های فیزیکی و روحی روانی آن هیچگاه از خاطره پاک نمی‌گردد. انفجار خشم همانند آتشفشانی می باشد که مواد مذاب آن غیر از ویرانی اطراف خود ثمره دیگری به بار نمی‌آورد.
  • خشم منفعل: همانگونه که ذکر گردید خشم می‌تواند خود را در تمسخر دیگری، ترور شخصیت و همچنین انتقادهای ظریفی که در پی ضربه زدن به شخص‌اند بروز دهد.
  • نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید
  • برخورد مناسب با خشم:
    راه‌کارهای زیر تا حد قابل توجهی می‌توانند به برخورد مناسب با خشم بپردازند.
  • پذیرش: پذیرش نقطة آغاز برخورد با خشم می باشد. مقصود از پذیرش آن می باشد که در وهلة اول واقعیت وجود خشم را در خود رد نکنیم.
  • تمدید خشم: پس از پذیرش عصبانیت خود، بایستی به خشم قدری زمان بدهیم. این اقدام همچون سرد کردن ماشینی می باشد که تازه جوش آورده می باشد. راههای پایین آوردن تدریجی نقطة جوش خشم در اشخاص مختلف متفاوت می باشد. بعضی دوش بگیرند، عده‌ای پیاده‌روی می‌کنند. بعضی دیگر هیزم خرد می‌کنند. بعضی موسیقی گوش می‌دهند و ….. به بیانی دیگر، این مرحله ما را آمادة ارزیابی صحیح خشم خود می کند.
  • ابراز: پس از پایین آمدن قابل توجه نقطة جوش و ارزیابی علل خشم، بایستی ناراحتی خود را با شخصی که از او عصبانی شدیم در میان بگذاریم. پایین آمدن سطح خشم به ما کمک می کند که ضمن ابراز ناراحتی به سخنان شخص دیگر گوش دهیم و به تعبیری تفسیر او را نیز از وقایع دریابیم. می‌توان ناراحتی خود را در فضایی توام با تکریم بیان نمود.
  • ارزیابی خشم: در این مرحله ما به مطالعه علل و ریشه‌های خشم خود می‌پردازیم. خوب می باشد که از خود بپرسیم چرا عصبانی شدم؟ آیا زود نتیجه‌گیری نمی‌کنم و درگیر قضاوت عجولانه نشدم؟ آیا انتظارات معقولی دارم؟ آیا چیزی در من هست که حس ترس و حقارت مرا بالا می‌برد و در نتیجه مرا خشمگین می کند؟ به تعبیری دیگر آیا نقطة آغاز خشم من دیگری می باشد و یا مسائل درونی خودم. مرحلة ارزیابی وسعت دید ما را نسبت به خشم افزایش می‌دهد.
  • نتیجه‌گیری:
    خشم را بجای انکار و سرکوب بایستی پذیرفت و ابراز نمود. ابرازی سازنده که در آن هدف نه تخریف دیگری بلکه اظهار و رفع آسیب‌های عاطفی می باشد.
  •   خشم
    یکی از معضلات رایج قرن حاضر “مسئلة خشم و عصبانیت” می باشد. در واقع بسیاری از اشخاص به علت های شناخته شده و یا ناشناخته درگیر بحران خشم هستند. اما به راستی خشم چیست؟ علل و ریشه‌های عصبانیت ما چیستند؟ تظاهرات خشم چگونه‌اند؟ عملکردهای رایج ما پیرامون خشم چیست؟ و در نهایت چگونه می‌توان با خشم برخوردی مناسب داشته باشیم؟

     هدف این مقاله پاسخ به سؤالات فوق می باشد، از اینرو بخشی جداگانه را در پاسخگویی به سؤالات فوق اختصاص می‌دهد.
    تعریف خشم:
    خشم بنابر تعریف برانگیخته شدن عواطف جریحه‌دار شده می باشد. اگر چه نقطة آغاز این برانگیختگی عواطف و احساسات ماست اما دامنة تأثیر آن به فکر و بدن ما نیز سرایت می کند. به بیانی دیگر خشم همة ابعاد وجود ما را در بر می‌گیرد.

    علل و ریشه‌های خشم:
    علل فیزیکی: عدم تعادل هورمونی می‌تواند منجر به خشم گردد. پرکاری غدة تیروئید و ترشح بیش از حد هورمون تیروکسین از عوامل رایج بروز خشم و عصبیت می باشد. خانم‌ها در دوران قاعدگی به علت بر هم خوردن تعادل هورمونی در معرض عصبانیت قرار می‌گیرند. مانند عوامل دیگر رایج می‌توان به خستگی تصریح نمود. هر چه سطح خستگی شخص بیشتر باشد، امکان تجلی خشم فراتر می‌رود. شایان ذکرست که زیگموند فروید خشم را یکی از گرایشات (Drive) ذاتی بشر می‌داند. برای فروید خشم جزئی از تار و پود وجود ماست. ما همانگونه که در حالت طبیعی با دست و پا به‌دنیا می‌آییم، با خشم نیز زاده می‌شویم.

    علل شخصیتی:
    بعضی اشخاص بیشتر از افراد دیگر واکنش خشم را بروز می‌دهند. از اینرو، روانشناسان عقیده دارند که خشم می‌تواند ریشه در شکل‌گیری خاص شخصیت افراد داشته باشد. اشخاصی که از حساسیت‌های بالاتری برخوردارند و به اصطلاح زودرنج‌اند، طبیعتاً بیشتر خشمگین می شوند. پس در این حالت بایستی به درمان حساسیت شخص پرداخت. همچنین افرادی که درجة اضطراب بالایی دارند، بیشتر عصبانی می شوند.

    عجز (Frustration): عجز یکی دیگر از عوامل رایج شکل‌گیری خشم می باشد. هنگامی که به‌صورت مرتب موانعی غیرقابل عبور در مسیر حرکت‌مان ایجاد می گردد به گونه‌ای که دیگر قادر به برطرف کردن آنها نیستیم، خشمگین می‌شویم. پس در این حالت بایستی به چاره‌جویی چگونگی برخورد خود با این عوامل بپردازیم زیرا که خشم ما در واقع نه علت بلکه معلول این عوامل می باشد.

    بی‌عدالتی: پر واضح می باشد که نمایش ظلم، استثمار و پایمال کردن حقوق بشر‌ها، خشم ما را برمی‌انگیزاند.

    روابط جریحه‌دار شده: بخش عمده‌ای از خشم، ریشه در روابط آسیب دیده ما با دیگران دارد. برای درمان خشم بایستی آن روابط اصلاح گردند.

    تظاهرات خشم:

    شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

    به هنگام عصبانی شدن، چهره برافروخته می گردد و فرکانس گفتار تغییر می کند. گاه نفس‌های شخص تندتر می گردد. کلام فرد عصبانی بوضوح قابل تشخیص می باشد. اگر این تجلیات جزء مظاهر طبیعی خشم باشند، می‌توان به تجلیاتی تصریح نمود که در ظاهر قابل تشخیص نیستند اما در واقع مؤید خشم شخص‌اند. مانند این عوامل می‌توان به غیبت کردن تصریح نمود. غیبت را می‌توان انتقامی ظریف و زیرکانه دانست که ریشه در خشم فرو خورده فرد دارد. زمانی که نمی‌توانیم آشکارا ناراحتی خود را به علت های گوناگون ابراز کنیم، به غیبت متوسل می‌شویم. در واقع غیبت می‌تواند ابزار ابراز خشم ما باشد. گاه نیز خشم خود را با اظهار شوخی‌ها و جوک‌هایی ابراز می‌کنیم که در آنها فرد مورد خشم ما به باد تمسخر گرفته می گردد. همانگونه که گفته گردید این نوع تظاهرات در وهلة اول از دید دیگران معرف خشم نیستند اما به واقع طرق متفاوت ابراز عصبانیت ما هستند.

    عملکردهای رایج پیرامون خشم:
    انکار: بسیار دیده شده می باشد که اشخاص عصبانی منکر عصبانیت خود هستند. این واکنش گرچه مثل اینکهً گاه خبر از تعادل عاطفی ما پیش روی دیگران می‌دهد اما معرف حقیقت نیست و توسل دائم به آن می‌تواند صدمات بسیاری به ما وارد کند. خشم فرو خورده می‌تواند به زخم معده، فشار خون بالا، ترس و اضطراب شدید و گاه حملات قلبی منجر گردد.

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

    سرکوب: در این واکنش شخص خشم خود را به لایه‌های تحتانی روح و روان خود منتقل می کند زیرا که نمی‌تواند با آن روبرو گردد. علاوه بر تأثیرات جانبی بسیار مخرب بالا، خشم سرکوب شده می‌تواند در دراز مدت به کینه و تلخی عمیقی منجر گردد که توجه فرد را نسبت به خود و محیطش به طرز منفی تحت تأثیر قرار دهد.

    انفجار مستقیم (خشم فعال): مهمترین قربانی این واکنش می باشد که مورد خشم ما واقع می گردد. گاه آسیب‌های فیزیکی و روحی روانی آن هیچگاه از خاطره پاک نمی‌گردد. انفجار خشم همانند آتشفشانی می باشد که مواد مذاب آن غیر از ویرانی اطراف خود ثمره دیگری به بار نمی‌آورد.

    خشم منفعل: همانگونه که ذکر گردید خشم می‌تواند خود را در تمسخر دیگری، ترور شخصیت و همچنین انتقادهای ظریفی که در پی ربه زدن به شخص‌اند بروز دهد.

    برخورد مناسب با خشم:
    راه‌کارهای زیر تا حد قابل توجهی می‌توانند به برخورد مناسب با خشم بپردازند.

    پذیرش: پذیرش نقطة آغاز برخورد با خشم می باشد. مقصود از پذیرش آن می باشد که در وهلة اول واقعیت وجود خشم را در خود رد نکنیم.

    تمدید خشم: پس از پذیرش عصبانیت خود، بایستی به خشم قدری زمان بدهیم. این اقدام همچون سرد کردن ماشینی می باشد که تازه جوش آورده می باشد. راههای پایین آوردن تدریجی نقطة جوش خشم در اشخاص مختلف متفاوت می باشد. بعضی دوش بگیرند، عده‌ای پیاده‌روی می‌کنند. بعضی دیگر هیزم خرد می‌کنند. بعضی موسیقی گوش می‌دهند و ….. به بیانی دیگر، این مرحله ما را آمادة ارزیابی صحیح خشم خود می کند.

    ابراز: پس از پایین آمدن قابل توجه نقطة جوش و ارزیابی علل خشم، بایستی ناراحتی خود را با شخصی که از او عصبانی شدیم در میان بگذاریم. پایین آمدن سطح خشم به ما کمک می کند که ضمن ابراز ناراحتی به سخنان شخص دیگر گوش دهیم و به تعبیری تفسیر او را نیز از وقایع دریابیم. می‌توان ناراحتی خود را در فضایی توام با تکریم بیان نمود.

    دیدگاهتان را بنویسید

    0:00