close button

دانلود مقاله رایگان فارسی

منبع پایان نامه : دانلود پروژه رشته رواشناسی در مورد شخصیت – قسمت اول

Posted OnDecember 9, 2015 07:16

Categoriesروانشناسی و علوم تربیتی

Tags, , ,

مقدمه
تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه شده می باشد که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. هیلگارد (Hilgard) شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می کند» تعریف کرده می باشد در حالی که بعضی دیگر «شخصیت» را به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت داده و آن را بصورت «مجموعه ویژگیهایی که با ثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش بینی رفتار فرد می شوند» تعریف می‌کنند.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

شخصیت (Personality) از ریشه لاتین (Persona) که به معنی «نقاب و ماسک» می باشد گرفته شده می باشد و تصریح به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره می‌گذاشتند و این تعبیر تلویحا به این موضوع تصریح دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی می باشد که او بر چهره خود می‌زند تا وجه فرق (تفاوت) او از دیگران باشد».

شخصیت به همه خصلتها و ویژگیهایی اطلاق می گردد که معرف رفتار یک شخص می باشد، مانند می‌توان این خصلتها را شامل اندیشه ، احساسات ، ادراک شخص از خود ، وجهه نظرها ، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می گردد.

نگاه اجمالی
«شخصیت» یک «مفهوم انتزاعی» می باشد، یعنی آن چیزی مثل انرژی در فیزیک می باشد که قابل نظاره نیست، بلکه آن از طریق ترکیب رفتار (Behavior) ، افکار (Thoughts) ، انگیزش (Motivation) ، هیجان (Emotion) و … استنباط می گردد. شخصیت باعث تفاوت (Difference) کل افراد (انسانها) از همدیگر می گردد. اما این تفاوتها فقط در بعضی «ویژگیها و خصوصیات» می باشد. به بیانی دیگر افراد در خیلی از ویژگیهای شخصیتی به همدیگر شباهت دارند پس شخصیت را می‌توان از این جهت که «چگونه مردم با هم متفاوت هستند؟» و از جهت این که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» مورد مطالعه قرار داد.

از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده می باشد اما از زمانهای قدیم برای شناخت آن کوششهای فراوانی شده می باشد که بعضی از آنها «غیرعملی» ، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاهها به تفاوت در«تعریف و توجه از بشر و ماهیت او» مربوط می گردد. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده ، ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونه‌های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش می‌دهد. در حالی که بعضی تجربه‌ها بین همه فرهنگها مشترک می باشد، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

شخصیت از دیدگاه مردم
واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» می باشد که سبب فرق و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می گردد مثلا وقتی گفته نمی‌گردد «او با شخصیت می باشد» یعنی «او» فردی با ویژگیهایی می باشد که می‌تواند افراد دیگر را با «کارآیی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درسهایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر می گردد، کوشش بر این می باشد که به افراد مهارتهای اجتماعی بخصوصی یاد داده ، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند با آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند همچنین در برابر این کلمه ، کلمه «بی‌شخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگیهای منفی» می باشد که البته به هم دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما در جهت منفی.

در اجتماع گاهی به جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت می گردد که هر یک ویژگیهایی را می‌رسانند و گاهی از کلمه شخصیت به مقصود توصیف بارزترین ویژگی افراد بهره گیری می گردد مثلا وقتی گفته می گردد«او پرخاشگر می باشد» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری می باشد. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «تکریم» به چهره‌های معروف و صاحب صلاحیت «علمی ، اخلاقی یا سیاسی» بکار می‌رود نظیر «شخصیت سیاسی ، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».
شخصیت از دیدگاه روانشناسی
دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاههای «مردم و جامعه» می باشد در روانشناسی افراد به گروههای «با شخصیت و بی‌شخصیت» یا«شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمی‌شوند؛ بلکه از نظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که بایستی به صورت «علمی» مورد مطالعه قرار گیرد این دیدگاه به«شخصیت و بشر» باعث پیدایش نظریه‌های متعددی مانند : «نظریه روانکاوی کلاسیک (Classical Psychoanaly Theory) ، نظریه روانکاوی جدید (Neopsychoanalytic Theory) ، نظریه بشر گرایی (Humanistis Theory) ، نظریه شناختی (Cognitive Theory) ، نظریه یادگیری اجتماعی (Social-learning Theory) و … » در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده می باشد.
ماهیت شخصیت و بشر
یکی از جنبه‌های با اهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریه‌های شخصیت» منعکس شده می باشد برداشت یا تصوری می باشد که از ماهیت «بشر و شخصیت او» ارائه شده می باشد (یا می گردد). این سوالها با ویژگی اصلی بشر ارتباط می‌کنند و همه مردم (شاعر ، هنرمند ، فیلسوف ، تاجر ، فروشنده و …) همواره به روش به این سوالها پاسخ می‌دهند؛ بطوری که می‌توانیم بازتاب همه جانبه آنها را در «کتابها ، تابلوهای نقاشی ، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه پردازان این حوزه نیز از آن مستثنی نیستند. این موضوعات را می‌توان در جدول زیر اختصار نمود.

اراده آزاد یا جبرگرایی؟ آیا بشر آگاهانه اعمال خود را جهت می دهد یا بوسیله نیروهای دیگری کنترل می گردد؟
وراثت یا محیط؟ آیا بشر بیشتر تحت تأثیر وراثت می باشد یا تحت تأثیر محیط؟

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

گذشته یا حال؟ آیا شخصیت بشر وقایع و اتفاقات اوائل زندگی شکل می‌گیرد یا اینکه تحت تأثیر تجربه‌های دوران بزرگسالی قرار دارد؟
بی‌همتایی یا جهان شمولی؟ آیا شخصیت هر بشر بی‌همتاست یا اینکه شخصیت دارای الگوهای کلی خاصی می باشد که با شخصیت بسیاری از افراد انطباق دارد؟
تعادل جویی یا رشد؟ آیا بشر فقط برای حفظ تعادل و توازن رفتاری را انجام می‌دهد یا او بخاطر میل به رشد و تکامل رفتار را انجام می‌دهد؟
خوش بینی یا بد بینی؟ آیا بشر اساسا موجودی خوب می باشد یا بد؟

تأثیر وراثت زیستی در رشد شخصیت
وراثت به منزله مواد خام شخصیت می باشد. این مواد به اشکال مختلف شکل می‌پذیرند. بعضی از همانندیهای موجود در شخصیت و فرهنگ بشر ناشی از وراثت می باشد، مثلا هر گروه انسانی ، مجموعه نیازها و قابلیتهای زیستی مشترک و یکسانی به ارث می‌برد. این نیازها ، شامل اکسیژن ، غذا ، آب ، استراحت ، فعالیت ، خواب ، پرهیز از شرایط هولناک و اجتناب از درد و نظایر آن می باشد.
اهمیت محیط طبیعی در رشد شخصیت
محیط طبیعی نیز بر شخصیت تأثیر می‌گذارد، زیرا افراد تا حد وسیعی سطح کارآیی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری می باشد، از محیط می‌گیرد واقعیت امر این می باشد که در هر محیط طبیعی ، انواع مختلف شخصیت و فرهنگ ، و در محیطهای طبیعی کاملاً متفاوت ، فرهنگهای مشابهی ملاحظه می شوند.
ارتباط فرهنگ و شخصیت
بعضی از تجربه‌های فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک می باشد. از تجربه‌های اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعه معین ، یک صورت بندی ویژه شخصیتی پدید می‌آید که شاخص و معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه می باشد و اصطلاحا شخصیت نمایی (Modal Personality) یا شخصیت اساسی (Basic Personality) یا رفتار اجتماعی (خوی اجتماعی) (Social Character) خوانده می گردد. این مفاهیم به ویژگیهای فرهنگی مشترکی که همه اعضای یک جامعه در آنها سهیم‌اند، تصریح می‌کنند.
تأثیر تجربه گروهی در رشد شخصیت افراد
کودک نوزاد به صورت یک ارگانیسم به دنیا می‌آید. با اخذ و کسب مجموعه‌ای از نگرشها و ارزشها ، تمایلات و بیزاریها ، هدفها و مقاصد ، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی می باشد، به تدریج یک موجود انسانی مبدل می گردد. همه این ویژگیها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن بدست می‌آورد. این فراگرد ، یادگیری او را از حالت حیوانی به شخصیت انسانی تغییر می‌دهد. به عبارت دقیق‌تر ، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی شدن ، هنجارهای گروههای خود را می‌آموزد تا اینکه یک خود مشخص که او را بی‌همتا می‌سازد، پدید می‌آید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود ، مهمترین فراگرد در رشد شخصیت به شمار می‌رود.

دیدگاهتان را بنویسید

0:00