close button

دانلود مقاله رایگان فارسی

متن کامل: دانلود پروژه رشته رواشناسی در مورد شخصیت – قسمت دوم

Posted OnDecember 9, 2015 07:16

Categoriesروانشناسی و علوم تربیتی

Tags, , ,

در سه ربع اول قرن حاضر درمورد شخصیت نظریه‌های متعدد و گوناگون آورده شده می باشد. بطوری که تعاریف مختلفی برای شخصیت ارائه شده می باشد که ناشی از گوناگونی این نظریه‌هاست که صاحبانشان نظرات متفاوتی از چگونگی تشکیل و تحول شخصیت و مفاهیم انگیزشی رفتار آدمی دارند. نظریه‌های مربوط به شخصیت هر چند که باهم فرق دارند، در مواردی و در اصولی نزدیک به یکدیگرند و تا حدی همانند هستند. از این رو چنین به نظر می‌رسد که می‌توان آنها را با توجه عامل یا عواملی که در هر کدام مهمتر از عوامل دیگر پنداشته شده‌اند، طبقه بندی نمود. اما لازم می باشد خاطرنشان سازیم که هیچ طبقه بندیی ، به خصوص در مورد نظریه‌های مربوط به شخصیت ، نمی‌تواند خالی از عیب و نقص باشد و قطعی محسوب گردد. نظریه‌ای که به یک اعتبار در طبقه‌ای آمده می باشد، ممکن می باشد به اعتباری دیگر در طبقه‌ای دیگر قرار گیرد و این خود دلیل اختلاف طبقه بندیهایی می باشد که تاکنون صورت گرفته می باشد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

سوال اصلی در مطالعه شخصیت (Personality) و نظریه‌های شخصیت این می باشد که شخصیت چیست؟ با وجود مطالعات و تحقیقات زیاد به دلیل پیچیدگی شخصیت که ناشی از پیچیدگی بشر می باشد هنوز پاسخ واحد یکسانی به این سوال داده نشده می باشد و به همین دلیل نظریه‌های مختلفی پیرامون این موضوع شکل گرفته می باشد که می‌توان آنها را در هشت رویکرد اصلی روانکاوی ، تیپ شناسی ، رفتاری ، یادگیری اجتماعی ، تحلیل عاملی ، شناختی ، بشر گرایی و رویکرد حیطه محدود مورد مطالعه قرار داد. در کنار این رویکردها که رسمی هستند یک رویکرد شخصی نسبت به بشر و شخصیت در اکثر ما انسانها هست که اگر بخواهیم می‌توانیم با مطالعه و پژوهش در این باره ، آن را به یک نظریه رسمی تبدیل کنیم.

وجوه اشتراک و افتراق نظریه‌های شخصیت

در بعضی از این نظریه‌ها اهمیت فراوان به ضمیر ناخودآگاه داده شده می باشد و پیروان آن عقیده دارند که آدمی از انگیزه‌های واقعی رفتار و اعمال خود بی اطلاع می باشد، زیرا آنها در شعور باطن یا ناخودآگاه هستند. در نظریه‌های دیگر ، ناخودآگاه مورد انکار می باشد، یا کم اهمیت می باشد و یا این که تاثیرش فقط در افراد نابهنجار مورد قبول می باشد. در این نظریه‌ها خود آگاه حاکم بر رفتار آدمی دانسته شده می باشد. نظریات فروید و یونگ و ماری جزو دسته اول و نظریه آسپرت متعلق به دسته دوم می باشد. نظریه‌هایی هستند که اهمیت فراوان به تاریخ زندگی و به دوران کودکی می‌دهند و هر کس را بنده و اسیر گذشته خود می‌پندارند و نظریه‌های دیگر آدمی را از قید گذشته آزاد ساخته، حال و آینده و گرایش به سوی غایت و غرض را در رفتار او موثر می‌دانند، یا این که چگونگی هر اقدام را وابسته به محیط خارجی و میدانی می‌پندارند که شخص در موقع اجرای آن اقدام در آن محیط یا میدان قرار گرفته می باشد.

البته در نظریه‌های دیگر بیشتر به محیط روانی یا ذهنی توجه شده می باشد. به این معنی که عالم خارج و رویدادهای آن ، آنچنانکه هر کس شخصا آنها را درک می کند، در رفتارش موثر واقع می شوند و زیرا ادراک افراد از عالم خارج و رویدادها متفاوت می باشد، افراد آدمی در محیط واحد و در شرایط یکسان ، رفتاری متفاوت خواهند داشت. در نظریه‌های دیگر آدمی به صورت یک واحد کل دیده می گردد که هر یک از اعمالش وابسته به سایر اعمال و متاثر از آنهاست و درک آن اقدام بدون شناخت این زمینه به درستی میسر نیست. در نظریه‌های دیگر چگونگی یادگیری معیار پدیده‌های رفتار پنداشته شده می باشد. خواه این یادگیری بر مبنای اصل مجاورت باشد و خواه بر مبنای اصل تقویت و پاداش. در نظریه‌های دیگر این توجیه و اظهار بدون استعانت از علوم دیگری زیرا تاریخ ، مردم شناسی و جامعه شناسی و یا زیرا عصب شناسی ، فیزیولوژی و زیست شناسی و … غیر میسر اعلام شده می باشد.

نظریه رسمی در برابر نظریه‌های شخصی

همه ما بشر‌ها تصوری از مفهوم شخصیت داریم و از پیش فرض‌های معینی درمورد شخصیت افرادی که با آنها در تعامل هستیم برخورداریم. به علاوه برداشت‌هایی نیز درمورد ماهیت کلی بشر داریم. برای مثال ممکن می باشد معتقد باشیم که همه بشر‌ها ذاتا خوب هستند و یا برعکس. این پیش فرض‌ها یا برداشتها همان نظریات شخصی هستند که بر اساس اطلاعات حاصل از ادراک رفتارهای اطرافیان شکل می‌گیرند و در واقع برمشاهده رفتار دیگران مبتنی هستند. نظریه‌های شخصی در مورد بشر و شخصیت با در نظر داشتن آنکه حاصل مشاهدات هستند همانند نظریه‌های رسمی (علمی) هستند اما با وجود این با آنها تفاوتهای بارز دارند. نظریه‌های رسمی حاصل داده‌های مشاهدات روی تعداد زیادی از افراد با ویژگی‌های مختلف هستند و از پشتوانه اطلاعاتی وسیعتری برخوردار هستند. در کنار نظریات شخصی حاصل دید شخصی و ذهنی خودمان می باشد، در صورتی که یک نظریه شخصیت رسمی حاصل مشاهدات عینی و بی‌طرفانه می باشد و در واقع از عینیت بیشتری برخوردار می باشد.

از طرف دیگر نظریه‌های رسمی از سوی کسانی که وضع کننده آن نظریه نیستند، پیوسته مورد آزمون قرار می‌گیرند، طرفداری می شوند، اصلاح می شوند. و یا کنار گذاشته می شوند. اما در نظریه‌های شخصی چنین موضوعی صادق نیست. تفاوت بین نظریه‌های شخصی و رسمی همیشه آن گونه که مطرح گردید، روشن و بارز نیست. چنین مطرح شده می باشد که نظریه پردازان شخصیت ، رویدادهای زندگی خودشان را به عنوان منبع اصلی داده‌های تجربی در نظر گرفته‌اند. علاوه بر آن برداشت‌های زیربنایی درمورد ماهیت بشر نیز هم بوسیله واقعیت‌های تجربی و هم توسط طیف کاملی از عوامل فردی و انگیزشی هر نظریه پرداز هدایت شده می باشد. اما سوال مهم در باره این نظریه‌های رسمی این می باشد که تجربه‌های شخصی بر نظریه اثر گذاشته می باشد یا نظریه بر تفسیر خاطرات گذشته تاثیر گذاشته می باشد.

رویکردها در نظریه‌های رسمی

روانکاوی

نخستین رویکرد درمورد شخصیت در واپسین سالهای قرن نوزده توسط فروید مطرح گردید. نظریه پردازهای فروید چنان با اهمیت و گسترده بود که نه تنها در روانشناسی بلکه در فرهنگ ، جامعه نیز نفوذ پیدا نمود، بگونه‌ای که آن را یک انقلاب شبیه آن چیز که داروین با نظریه تکامل ارائه نمود دانسته‌اند. تقریبا تمام نظریه‌های شخصیت که در سالهای پس از فروید روی کار آمدند مدیون دیدگاه او هستند. در واقع نظریه‌های بعدی شخصیت یا در مقام گسترش و پالایش نظریه او به وجودآمدند (نظیر نظریه‌های روان کاوان جدید همچون یونگ ، آدلر ، هورنای و دیگران) و یا در مقام مخالفت به وجودآمدند.

رویکرد تیپ شناسی

صاحب نظران قدیمی‌ترین طبقه بندی تیپ شناختی را به بقراط و جالینوس از حکمای یونان باستان نسبت داده‌اند. بقراط جسم را دارای چهار نوع خلط خون ، بلغم ، صفرا و سودا تصور می‌نمود و برای هر یک از آنها ویژگی‌هایی را تصور می‌نمود. در قرن بیستم و با گرایش روانشناسی به سوی علمی شدن کوشش‌هایی در کارهای کرچمر (Kretschmer) و شلدون به اقدام آمد تا این طبقه بندی جنبه علمی بخود بگیرد. اما با وجود تمام کوشش‌ها به سبب انتقادات صحیحی که به آنها وارد گردید، اعتبار علمی آنها کاهش پیدا نمود.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

رویکرد رفتاری

رویکرد رفتاری که در کارهای بی.اف.اسکینر (B.F.Skinner) و به تبعیت از بنیان گذار آن جان.بی.واتسون منعکس شده می باشد بازتابی می باشد از شکل و صورت اصلی رفتارگرایی افراطی که هر نوع نیرو یا فرآیند منتسب به درون و ناهوشیار را نامربوط دانسته و بشدت رد می کند و در عوض توجه خود را با رفتار عینی قابل نظاره و محرک بیرونی معطوف می‌دارد. اسکینر می‌کوشد تا شخصیت بشر را از طریق پژوهش در آزمایشگاه بجای درمانگاه مطالعه کند. او مخالف روانکاوی می باشد.

رویکرد یادگیری اجتماعی

رویکرد یادگیری اجتماعی که بیشتر در کارهای آلبرت بندورا و جولیان راتر نظاره می گردد بسط رویکرد رفتارگرایی اسکینر می باشد. آنها نیز روان کاوی را رد و بر رفتار عینی تاکید می‌ورزند. اما نکته اختلاف آنها این می باشد که به متغیرهای شناختی درونی نیز اعتقاد دارند، چیزی که در نظام اسکینر مطلقا جایی ندارد.

رویکرد تحلیل عاملی

رویکرد تحلیل عاملی که بیشتر در کارهای آلپورت ، کتل ، آیزنک تجلی یافته می باشد بر این عقیده می باشد که شخصیت شامل مجموعه‌ای از صفت‌ها یا کیفیات متمایز کننده یک شخص می باشد که می‌توان آنها را از طریق تحلیل عاملی (نوعی روش آماری پیشرفته) مشخص نمود. با در نظر داشتن اینکه این نظریه‌ها بر تأثیر صفت‌های بنیادی در ساختار شخصیت تاکید دارند، به آنها نظریه‌های صفات نیز می‌گویند.

رویکرد شناختی

رویکرد شناختی در شخصیت بر شیوه‌هایی که مردم توسط آنها به شناخت محیط و خودشان می‌پردازند، تاکید می‌ورزد. اینکه آنها چگونه ادراک می‌کنند، ارزیابی می‌کنند، تصمیم می‌گیرند و مسائل را حل می‌کنند. این رویکرد در کارهای بسیاری از روان شناسان شناخت گرا بخصوص در کارهای جورج کلی منعکس شده می باشد.

رویکرد بشر گرایی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

رویکرد بشر گرایی که بیشتر در کارهای آبراهام مزلو و کارل راجرز منعکس شده می باشد بخشی از جنس بشر گرایی دهه 1960 آمریکا می باشد که با رویکردهای روان کاوی و رفتارگرایی مخالف بودند. این رویکرد و نظریه پردازان آن بر فضایل و آرزوهای بشر ، اراده آزاد آگاهانه و خود شکوفایی تاکید دارند. آنها تصویری زیبا و خوش بنیانه از بشر معرفی می‌کنند، برعکس روانکاوی.

رویکرد حیطه محدود

نظریه پردازان شخصیت عموما دستیابی به جامعیت یا کامل بودن را به عنوان یکی از هدفهای اصلی نظریه پردازی در نظر می‌گیرند. اما هیچ کدام از نظریه‌های موجود را نمی‌توان بدرستی جامع دانست و به علاوه داشتن چنین هدفی می‌تواند غیر واقع بینانه باشد. بعضی روان شناسان پیشنهاد می‌کنند که برای رسیدن به درک کاملتری از شخصیت نیاز داریم که تعدادی نظریه جداگانه وضع کنیم که هر کدام گستره محدودی داشته باشد و بر یک وجه محدود و باریک شخصیت تاکید ورزد. در حال حاضر این نوع گرایش بیشتر شده و در کارهای کسانی نظیر دیوید مک کلند ، ماروین زاکرمن و آرنولد باس و رابرت پلامین و دیگران منعکس و قابل نظاره می باشد.

گوناگونی در رویکردها به شخصیت

رویکردهای مختلف به شخصیت غالبا با یکدیگر همسو نیستند و در جهت مخالف یا اصلاح نظریه قبلی به وجودآمده‌اند، اما این ساده انگاری خواهد بود که تصور کنیم تنها یک از نظریه‌ها درست و بقیه غلط ، در واقع این اختلاف به معنی بی‌اعتباری آنها نیست بلکه هر دیدگاهی تنها بخشی از حقایق مربوط به بشر را بازگو می کند و این نقطه را یادآور می گردد که شخصیت موضوع پیچیده ای می باشد، در شکل گیری آنها شرایطی تاریخی و زندگی شخصی نظریه پرداز تاثیر داشته می باشد و علم روانشناسی علم جوانی می باشد و روانشناسی شخصیت از آن هم جوان‌تر می باشد.

عوامل موثر بر نظریات شخصیت

نظریه‌های جدید مربوط به شخصیت ناگهان بروز و ظهور نکرده‌اند، بلکه از تحقیقات دانشمندان سلف از بقراط و افلاطون و جالینوس تا ابن سینا و جان لاک و هابس و بسیاری دیگر مایه گرفته‌اند، اما در دوران معاصر مهمترین عواملی که در تنظیم و تعبیر نظریه‌ها تاثیر مسلم داشته‌اند، عبارتند از:

  1. مطالعات و تحقیقات درمانگاهی (کلینیک) که در سده گذشته با شارکو و پیرژانه فرانسوی آغاز گردید و توسط فروید ، یونگ و مکدوگال ادامه یافتند.
  2. گشتالت یا نظریه هیات کل که ورتهایمر و کهلر و کافکا پیشروان آن بوده‌اند.
  3. روانشناسی تجربی و پیشرفتهای آن
  4. روان سنجی و اندازه گیریهای آن
  5. نظریات یادگیری

فواید نظریه‌های شخصیت

  • فایده نظریه‌های مربوط به شخصیت بخصوص در این می باشد که در برابر تحقیقات تجربی و آزمایشگاهی که فقط گوشه‌ها یا جنبه‌های محدودی از شخصیت را مورد مطالعه و مطالعه قرار می‌دهند، این نظریات درمورد ارتباط این گوشه‌ها و یا جنبه‌ها و در نتیجه درمورد چگونگی تشکیل و تحول شخصیت به بحث و پژوهش می‌پردازند.
  • فایده دیگر نظریه‌ها این می باشد که نشان می‌دهند، مطالعه و پژوهش در چه زمینه‌ای بهتر می باشد صورت گیرد و این زمینه‌ها و فرضهایی را که در پژوهش شخصیت مهم هستند، معلوم می‌دارند.
  • فایده دیگر نظریه‌های شخصیت این می باشد که افکار تازه‌ای به میان می‌آورند و حس کنجکاوی را بر می‌انگیزند و برای تحقیقات دیگر مقدمه می شوند و بدین ترتیب به پیش بردن علم کمک می‌کنند.

به سوی یک دیدگاه یکپارچه از شخصیت

دیدگاهتان را بنویسید

0:00