close button

دانلود مقاله رایگان فارسی

منبع تحقیق : دانلود تحقیق در مورد پروژه خاموش شدن چراغ علم -قسمت چهارم

Posted OnDecember 9, 2015 07:34

Categoriesپایان نامه های ارشد

Tags, , , ,

متوكل خون مباحثان مخلوق بودن يا نبودن قرآن را مباح اعلام كرد او به حمايت از تقليد بي زیرا و چراي حديث پرداخت و آموزش اهل نه در مدارس مسلمانان را قدغن كرد كتابفروشان و نسخه برداران حق فروش كتب فلسفي و ساير آثار علم كلام و جدل بود نداشتند.

 

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

دانشمندان غير مسلمان نيز مورد دشمني قرار گرفتند بر خلاف عصر طلايي كه درهاي خود را به روي دانشمندان مورد غضب كليساها باز كرده بود حالا وضعيت معكوس شده بود و آنان مجبور بودند عمامه و بازوبند خاصي داشته باشند تا از دانشمندان مسلمان متمايز گردند. اما دانشمندان مسلمان نيز وضعيت چندان مناسبي نسبت به آنان نداشتند. درك دليل اين همه ضديت با فلسفه و علوم عقلي دشوار نيست زيرا از نظر سنت گرايان مسائل فلسفي و منطقي تأكيدشان بر حديث و سنت نبود و پايه و اساسشان عقل و رأي بود. از نظر صفا عجز فقها پیش روی استدلالات منطقي مخالفين باعث اين عناد شديد شده بود. طيف فقها نيز مانند طيف عقل گرايان از جريانات متعددي تشكيل شده بود. دو جريان در طریقه فكري سنت گرايي با اهميت‌ترند جريان اول «اشعريان» يا «اشاعره» بود اما جريان دوم در يك فرد تبلور يافت اگرچه انديشه هاي او همچون يك نحله فكري در نيامد اما بدون شك او عميقترين تأثير را بر تفكر ديني در اسلام گذارد. آن شخص كسي غیر از ابوحامد امام محمد غزالي نيست. در جريان اول نيز مانند بسياري جريانهاي ديگر و در آغاز فردي ظهور كرد و به تدريج شاگرداني گرد آورد كه برخي از آنان ادامه دهند، را استاد بودند. بنيان گذار جريان اشاعره نيز عالمي به نام ابوالحسن علي بن اسماعيل اشعري نوادة ابوموسي اشعري بود او در آغاز نزديكي از بزرگان معتزله شاگردي مي نمود و تا چهل سالگي در دفاع از معتزله كتب سياري نگاشت اما در زمان چهل سالگي اعلام كرد كه توبه نموده و از معتزله دست شسته می باشد، نكته مسلم آن می باشد كه اشعريان براي عقل ارزشي قائل نبودند و اعتبار آن را به خاطر آگاهي از شرع مي دانستند. با اين همه اشعريان در زمرة سنت گرايان معتدل هستند. زيرا از نظر بسيارياز سنت گرايان اساساً اثبات عقلي حرام بود. جديدترين مخالفت اشاعره با معتزله در زمينه جبر و اختيار بود. آنان معتزله را متهم نمودند با طرح مختار بودن بشر بر اعمالش و اينكه خالق آنهاست خالق ديگري در كنار خداي متعال قرار داده اندو اين متناقض با اصل توحيد می باشد همچنين معتزله متهم شدند كه با اعتقاد به اينكه خداوند فقط خير و صلاح بنده اش را مي خواهد براي خالق تعيين تكليف مي كنند از نظر سنت گرايان خوبي و بدي ذاتي و تعريف گردید نبود و هر آن چیز که خداوند انجام مي داد خوب بود و در نهايت معتزله را شرك خوانده بر آنان تاختند. با اين وجود سنت گرايان نتوانستند نفوذ زيادي بين فقها سنت گراتر بيابند حتي برخي سنت گرايان آنان را مانند معتزله متهم به بدعت گذاري كردند. اما با ظهور خواجه نظام الملك ستاره اقبالشان درخشيد. در نتيجه اين تهاجمات صدمات بسياري بر پيكر جريانات تعقلي وارد كرد به طوري كه اين بينش نتوانست كمر راست كرده يا حتي بخشي از با بنذگيش را بدست آورد. علوم طبيعي ديگر قرباني اين بود با اينكه علومي همچون رياضي همواره مورد بهره گیری بودند و سنت گرايان نيز دشمني خاصي با علوم نداشتند اين علوم نيز از پاي در آمدند. اما در واقع علوم طبيعي بخاطر ارتباط نزديك با فلسفه و بعلت علم دانشمندان به فلسفه قرباني فلسفه شدند. بنابراين علوم طبيعي يا به قول سنت گرايان علوم اوائل پیش روی علوم شرعيه قرار گرفت. اين تحول كم كم فعاليتهاي عملي بغداد را فلج كرد در مناطق ديگر امپراطوري مانند ايران اين فعاليتها ادامه يافت، گرايشات شيعه مانند اخوان الصفا و اسماعيليه در برابر سياستهاي جديد تسليم نشدند. بعلاوه قدرتهاي محلي ايران كه شيعه بودند مانند آل بويه از دانشمندان حمايت كردند. اين حمايتها بود كه خراسان و ماوراء النهر را به مراكز مهم علمي و ادبي تبديل كرد. از ديگر افراد عضدالدوله بود كه نه تنها مسيحي بود بلكه بر خلاف ديگر خلفا توجه زيادي به دانشمندان و فعاليتهاي علمي داشت بنابراين عليرغم شروع ركود عصر طلايي بغدا، در ايران فعاليتهاي علمي ادامه يافت اما دو عامل باعث گردید ايران نيز مانند بغداد گردد. نخست آنكه ايران به هر حال بخشي از يك امپراطوري بود و نمي توانست راهي جدا از مابقي امپراطوري بپيمايد. اما اگر همه اين اميد وجود داشت كه در مناطقي كه هزاران كيلومتر با مركز قدرت فاصله داشت سیاق فكري متفاوت با مركز قدرت مي بود اين احتمال توسط عامل دوم كه ورود طوايف آسياي مركزي به ايران كه به گونه كامل سبك و سياق حاكم بر بغداد را پذيرفته بودند، از ميان رفت.

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

پاسخ دهید

0:00