close button

دانلود مقاله رایگان فارسی

دانلود تحقیق در مورد پروژه تشريح اهميت جايگاه هنر در جامعه و نظام آموزشي -قسمت دوم

Posted OnDecember 9, 2015 06:03

Categoriesپایان نامه های ارشد

Tags, , , ,

حال بمنظور بهره مندي از اين استعدادها و جهت دهي مناسب به آن نيازمند يك نظام تربيتي قوي، مطلوب و پويا متناسب با هدفهاي غايي و آرماني نظام تعليم و تربيتي كشورمان مي باشيم بدين مقصود احياء مجدد معاونت پرورشي و نهاد امور تربيتي را به فال نيك گرفته و اميدوارم كه امور تربيتي بتواند با بهره مندي از هنر فعاليتهاي تربيتي را گسترش داده و گامهاي مؤثر و بلندي را در جهت زنده نگه داشتن ارزشهاي والاي انساني و مذهبي و انقلابي و پرورش انسانهاي منطبق بر معيارهاي ايدئولوژيكي و جهان بيني توحيدي آنها را در مسير رشد و تعالي و تكامل قرار داده و در آينده اي نه چندان دور شاهد پرورش يافتن انسانهايي والا، توانمند، خلاق، مبتکر، و… در نظام تعليم و تربيت كشورمان باشيم. ان شاء الله و اميدوارم كه بنده هم توانسته باشم با زبان الكن و قلم ناتوانم حق مطلب را در امر بهره مندي از هنر در توسعه فعاليتهاي امور تربيتي ادا نموده باشم.

 

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

با در نظر داشتن مطالبي كه ذكر آن گذشت كه همه و همه حاكي از اهميت ايجاد يك نظام تربيتي پايدار در آموزش و پرورش مي باشد در ادامه به ذكر راههايي كه مي تواند بهره مندي از آن تحت مقوله هنر در بالا بردن ظرفيت هاي نظام تربيتي و امور تربيتي *** نمايد تصریح مي نمايم.

چگونه مي توان يك نظام تربيتي مطلوب مبتني بر هنر و فعاليتهاي هنري به وجودآورد

الحمدالله به بركت انقلاب اسلامي، ما ملتي داريم با سرمايه هاي معنوي با ارزش و توانمنديهاي بسيار. اما نكته قابل تأمل اين می باشد كه ما با وجود داشتن چنين سرمايه هاي با ارزش كه قطعاً پشتوانه بسيار خوبي براي هر نظام آموزشي محسوب مي گردد تا چه اندازه توانسته ايم از اين سرمايه ها و توانمنديها بهره گیری كنيم.

براي روشن شدن موضوع، سخنی از آقای بهرامپور از كتاب نقدي بر ناكارآمدي آموزش و پرورش نقل مي نمايم.[1]

ايشان مي فرمايند «دولتي زيرك و باهوش كه براي تحصيل به كانادا رفته بود مي گفت: اگر بخواهيم سرمايه هاي معنوي خودمان را با غرب مقايسه كنيم بايد به آنها نمره 10 و به خودمان نمره 100بدهيم ولي فرق ما با آنها در اين می باشد كه ما از 100 سرمايه به اندازه يكي بهره گیری مي كنيم و آنها از 10 سرمايه به اندازه ي 9 بهره گیری مي نمايند.»

پس ما بايد فرصت هاي طلايي كه مي تواند در جهت كسب علم و دانش و فراهم شدن زمينه براي پرورش مهارتهاي فكر كردن، مهارت هاي اجتماعي شدن و مهارت هاي فني جهت آماده شدن براي ورود به عرصة زندگي واقعي را فراهم مي نمايد غافل نشده و آنرا هدر ندهيم و شايد يكي از بهترين راههايي كه مي تواند زمينة جلوگيري از هدر رفتن چنين فرصت هايي طلايي را بگيرد فراهم کردن شرايط براي حضور قدرتمند  در صحنه فعاليتهاي امور تربيتي و بهره مندي از هنر در توسعة آن به عنوان يك از مقوله هاي بسيار مهم و جدي و مورد توجه و علاقه وافر بچه ها (فراگيران) دانست.

براي تأكيد و توجه بيشتر به اين مهم سئوالي را مطرح مي نمايم.

چرا هنر؟

قطعاً امروزه كار معلم تنها انتقال يك سلسله مفاهيم به دانش آموزان از طريق نشانه هاي گفتاري و نوشتاري نيست بلكه مهمترين وظيفة او اين می باشد كه بداند چه چيزي را به چه كسي و با چه روشي مي بايد ارائه نمايد.

از اين رو معلم خوب كسي نيست كه تنها يك مطلب را خوب بداند بلكه معلم خوب و شايسته كسي می باشد كه بتواند مطلب را متناسب با سن و ويژگيهاي اختصاصي دانش آموزان آنهم با زباني متناسب حال او ارائه نمايد.

كه در اين راه با بهره مندي از هنر مي توانيم گامهاي بلند و مؤثري برداريم. چرا كه هنر يكي از قلمروهاي بسيار مهم و گنجينة فرهنگي، و… هر جامعه اي محسوب مي گردد و فرهنگ و ارزشهاي ديني و معنوي هر جامعه اي در درجة اول در آثار هنري خلق شده از سوي افراد آن جامعه متجلي مي گردد و بشر به ياري ادبيات و هنر می باشد كه نتوانستن هاي خود را در ساحت واقعيت جبران مي كند و به آن چیز که كه بايد باشد و نيست رنگ عينيت و تجلّي محسوس مي بخشد قطعاً هنر بشر را از دايرة تنگ تفرّد و درون گرايي محض خارج كرده و در مسير تعامل و تكامل اجتماعي و انساني قرار مي دهد و پرواضح می باشد انسانهايي كه دستي در هنر ندارند معمولاً داراي افق انديشة وسيع تر و ژرف تري نسبت به مسائل جهان دارند و مي توانند آزادانه از مرز دنياي واقع فراتر رفته و در اوج زيبايي خود ساخته به پرواز درآيند و در اين رهگذر روياهاي ناممكن را ممكن سازند.

علاقمندي به هنر و فراهم کردن زمينة بهره گيري از آن براي دانش آموزان باعث گسترش حس زيباشناختي آنان، تبليغ ارزشهاي معنوي، آشنايي با الگوهاي رفتار انساني والا گسترش باورها و توجه هاي مثبت و به گونه كلي آزادي بشر از فشارهاي ناشي از زندگي مادي مي گردد.

و از طرفي ديگر اگر ما بتوانيم با بهره گيري از هنر دانش آموزان را علاقمند به امور ديني و مذهبي و فعاليتهاي تربيتي نمائيم قطعاً دريچه هايي شفاف به دنياي اطراف دانش آموزان باز مي گردد كه با پيشرفت كار آموزش اين پنجرة شفافيت و نورانيت آن بيشتر مي گردد و با وجود چنين دريچه هايي دانش آموزان دنيا و زيبايي هاي آنرا بهتر مي بينند و نتيجتاً علاقه مندي بهتر و بيشتري به هنر پيدا مي كنند چرا كه اعتقاد داريم كه مباني ديني ما منطبق بر حكمتهاي جهان هستي و منطبق بر فطرت انساني می باشد و قطعاً آگاهي بيشتر از حكمتهاي جهان هستي باعث رشد دينداري خواهد گردید و در پايان اين قسمت از نوشته ام به سخني از استاد جعفر سبحاني تصریح مي نمايم.

ايشان مي فرمايند[2]: «علم و دانش، مطالعه و بررسي آثار دانشمندان غور در قوانين آفرينش، مايه شكفته شدن عقل و خرد مي گردد. چنانچه ممارست با گناه و همنشيني با بدكاران، ديدن مناظر معصيت، مايه ضعف شنوايي و بينايي فرد گرديده و زشتي بسياري از كارها را از ميان مي برد.

تصریح مختصر به جايگاه هنر در فعاليتهاي تربيتي مذاهب

در مذاهب ديگر بهره گيري از هنر نيز مدخلي می باشد براي آموزش و ايجاد علاقمندي به دين و فعاليتهاي تربيتي بگونه اي كه آقاي «عادل توفيق عطاري» در كتاب «القربيه اليهوديه في فلسطين المتحله و الدياسپورا» نوشته:

[3]«قهرمانان توراتي مثل قصه حضرت داود، طالوت و جالوت ما مدخلي براي آموزش دين و ارزشهاي ديني می باشد يا جشن زيباي بابانوئل دوست داشتني، يك مدخل براي ايجاد علاقمندي به دين می باشد همچنان كه سرودهاي كودكانه، اين تأثیر را در مسيحيت بازي مي كند.»

متعالي بودن هنر در گذشته و حال

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

ارجمندي و متعالي بودن هنر گذشته و امروز را، مي توانيم در يك بررسي كوتاه و در لابه لاي سرمايه هاي فراموش شده تاريخ دور و نزديك ببينيم، لازم مي دانم به يكي از وقايع ناخوشايند كه در برنامه هاي آموزشي جهان سوم[4] هست تصریح نمايم و آن ناديده گرفتن زمينه هاي آموزش سنتي و تجربي دانش و هنر آن كشورهاست مثلاً همين ناديده گرفتن تجربة آموزشي بسيار ارزندة «حوزه اي» خودمان و جايگزيني روشهاي بيگانه با ماست شيوه هاي برتر از همان فريبهاي استعماري می باشد زيرا آن چیز که را امروزه به عنوان روشهاي آموزشي برايمان سوغات آورده اند دريافتهاي ناقص و حفظ كردني و نظري به دنبال دارد كه جايي براي جستجو و تكاپو و تحقيق و فكر كردن و آشنايي با فرآيند تفكر منطقي و حل مسأله براي فراگيران ما باقي نمي گذارد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

براي روشن تر شدن موضوع و اهميت پرورش در فرآيند آموزش لازم مي دانيم به موضوعي كه شايد خيلی از اوقات ذهن من و بسياري امثال زیرا بنده را به عنوان معلم درگير نموده تصریح نمايم.

امروزه با پيشرفتهاي سريع علمي بسياري از نظامهاي آموزشي دنيا به دنيال شيوه ها و روش هايي هستند كه يادگيري بهتر را تحت عناوين روشهاي نوين و فعال تدريس ارائه نمايند. امّا بنده نظرم اين می باشد كه تدريس پويا وفعال در كلاسهاي درس ما همان چيزي می باشد كه امروز در اهداف كنفرانس امور تربيتي و احياء معاونت پرورشي نهفته می باشد.

از نظر بنده تدريس پويا با در نظر داشتن نمودار شماتيك زير چيزي نيست غیر از در نظر داشتن بعد پرورشي فرآيند آموزش.

امروزه در فرآيند آموزش ارائه اطلاعات و معلومات و اندوخته هاي صرف علمي به ذهن فراگيران ره آوردي غیر از حفظ طوطي وار مطالب را به دنبال نخواهد داشت امّا اگر مي خواهيم آموزش و پرورش موفق پويا و فعال داشته باشيم قطعاً بايد به سوي پرورش گام برداريم و آن چیز که در نمودار تدريس پويا از پرورش را در ذهن ما متبادر مي نمايدقطعاً چيزي نيست غیر از اينكه فراگيران ما بتوانند از اطلاعات و يافته هاي علمي خود در حوزة دانش در بعد نگرشي و مهارتي بهره گیری نمايند آن موقع می باشد كه مي توانيم ادعا نمائيم كه ما توانسته ايم در هر دو حوزة آموزش و پرورش موفق باشيم

1- بهرامپور، ابوالحسن. نقدي بر ناكارآمدي آموزش و پرورش در ايران، نشر زيبا، تهران 1382

1- سبحاني، جعفر. كتاب مربي نمونه. ناشر نشر دفتر تبليغات اسلامي قم، چاپ چهارم- ص 43

دیدگاهتان را بنویسید

0:00